****رفیق عشق**** رفیق عشق****

Teddy Bear

رفیق عشق


 

دلم می خواست...

 

دلم می خواست عشقم را نمی کشتند

صفای آرزويم را؛ که چون خورشيد تابان بود؛می ديدند

چنين از شاخسار هستی ام آسان نمی چيدند

گل عشقی چنين شاداب را پرپر نمی کردند

به باد نامردی ها نمی دادند

به صد خواری نمی خواندند

چنين تنها به صحراهای بی پايان اندوهم نمی بردند

دلم می خواست؛يک بار دگر او را کنار خويش می ديدم

به ياد اولين ديدار در چشم سياهش خيره می ماندم

دلم يک بار دگر؛همچو ديدار نخستين پيش پايش دست و پا می زد

شراب اولين لبخند در جام وجودم های و هوی می کرد

غم گرمش نهانگاه دلم را جست ئ جو می کرد

دلم می خواست دست عشق

چون روز نخستين هستی ام را زير و رو می کرد!

مگو اين آرزو خام است!

مگو روح بشر همواره سر گردان است!

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٥ - رفیق عشق